تبليغاتX
عـــلــــــــوم باستـــــــانشنـــــاسی

هفت‌سین سفره‌ای است که ایرانیان هنگام نوروز می‌‌آرایند. آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای خصوصیات زیر باشد:

  1. پارسی باشد؛   
  2. با بند واژه‌ی «س» آغاز شود؛
  3. ریشه‌ی گیاهی داشته باشد؛
  4. خوردنی باشد؛
  5. اسم مرکب نباشد؛
  6. برای بدن سودمند باشد؛

بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژه‌‌ی «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت‌ سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:

  1. سیر : به نام و عنوان اهورامزدا
  2. سیب: به نام و عنوان سپندارمذ (اسفند)
  3. سبزی: به نام فرشته‌‌ی اردیبهشت
  4. سنجد : به نام فرشته‌ی خرداد
  5. سرکه: به نام فرشته‌ی امرداد
  6. سمنو : به نام فرشته‌ی شهریور
  7. سماق: به نام فرشته‌ی بهمن 

هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند. آینه و کتابی مقدس در کنار آن هم از اجزائی است که تقریباً در هر سفرهٔ هفت سینی چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند.

 

سفره هفت سین

سین‌های باستانی
(متداولتر)

  • سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره)
  • سیب - نماد زیبایی و تندرستی
  • سمنو - نماد فراوانی(برکت)
  • سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب)
  • سنجد - نماد عشق
  • سکه - نماد دارایی
  • سرکه - نماد شکیبایی و عمر
  • سماق - نماد(رنگِ) طلوع خورشید
  • سنبل 

دیگر سین‌ها

سوسن سبزی سنگک سپند سیاهدانه

دیگر اقلام

گلاب آجیل شکلات گل نرگس

در کشورهای مختلف هفت سین‌های متفاوتی پهن می‌شود، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند:

در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینی‌های سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران، و آینه قرار دهند.

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 16:43 |
+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 13:39 |
 به اطلاع باستانشناسان و محققین محترم می رساند مقالات خویش را مطابق اصول این مجله به آدرس زیر ارسال فرمایند.

زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه باستانشناسی، مهدی مرتضوی

قابل ذکر است سایت این مجله در دست ساخت است و پس از آماده شدن سایت، آدرس آن از طریق همین وبلاگ به اطلاع شما خواهد رسید.

در صورتی که سئوالی در خصوص این مجله دارید لطفا آن را در بخش نظر خواهی و بصورت خصوصی ارسال فرمائید. خواهشمند است ایمیل خویش را نیز بگذارید تا از این طریق پاسخ شما را حتی الامکان ارسال کنیم.

 

       شیوه نگارش

 

1.     عنوان مقاله با فونت 14 و با حروف سیاه درشت نوشته شود، نام و نام خانوادگی نویسنده، آدرس الکترونیک و نام سازمان وابسته در زیر عنوان مقاله نوشته شود.  عنوان های فرعی با فونت 12 و حروف سیاه درشت  و به صورت 1-، 2-، 3- ..... نوشته شود. در صورت استفاده از عنوان های فرعی تر آنها نیز با فونت 12 و حروف سیاه درشت ولی به صورت 1-1-، 1-2، 1-3، ...... نوشته شوند.

 

2.     متن مقاله باید ساختار یک مقاله علمی را داشته باشد. بعنوان مثال باید مستخرج از پژوهش یا پایان نامه باشد و دارای مقدمه، شیوه پژوهش، بحث و تحلیل، نتیجه گیری، پی نویس و منابع باشد.

 

3.     چکیده مقاله به دو زبان فارسی و انگلیسی  حداکثر در 150 کلمه همراه با واژگان کلیدی و با فونت 10 نوشته شود. حداقل 4 واژه الزامی می باشد. در چکیده مقاله، موضوع روش تحقیق و مهمترین نتیجه گیری آن نوشته شود.

 

4.     متن مقاله با فونت 12، فاصله سطور 5/1، بر روی کاغذA4  و حاشیه 3 سانتی متر با نرم افزار Word XP تایپ شود. 

 

5.      جداول و نمودارها به صورت واضح و اشکار و با استفاده از برنامه Excel رسم گردند. عناوین جداول در بالای آنها ذکر گردد. نام جدول با فونت 10 درشت سیاه وتوضیحات جدول با فونت 10 ریز سیاه نوشته شود. در صورتی که جدول از جایی اقتباس شده باشد، منبع اقتباس جدول آورده شود. مثال:

جدول شماره 1-  ادوار فرهنگی شهر سوخته (برگرفته از: Tosi 1975: 141).

 

6.     تصاویر با کیفیت بالا و به صورت جداگانه از جداول و نمودارها شماره گذاری شوند. عناوین تصاویر در پائین هر تصویر نوشته شود. نام تصویر با فونت 10 درشت سیاه و توضیحات تصویر 10 ریز نوشته شود. در صورتی که تصویر از جایی اقتباس شده باشد، منبه اقتباس تصویر آورده شود. مثال:

تصویر شماره 1- جبهه جنوبی قبرستان شهر سوخته ( برگرفته از: سید سجادی 1383: 120).

 

7.     ارجاعات داخل متن با ذکر نام خانوادگی، سال و شماره صفحه داخل پرانتز نوشته شود. مثال: (مجید زاده 1384: 12)، (Tosi 2003: 102) .

 

8.     منابع و ماخذ در پایان مقاله مطابق حروف الفباء نام خانوادگی نویسنده نوشته شود.  نکات زیر باید در فهرست منابع مورد توجه قرار گیرند.

الف- فهرست منابع و ماخذ در دو قسمت مختلف فارسی و لاتین (در صورت لزوم) و با فونت 10، فاصله سطور 1 ، یک خط فاصله بین هر دومنبع نوشته شود.

ب- در مورد کتاب: نام خانوادگی، نام نویسنده. تاریخ. عنوان کتاب به صورت ایتالیک. محل نشر: ناشر.

نگهبان، عزت الله. 1372. حفاری هفت تپه دشت خوزستان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

Allchin, B and F. R Allchin. 1993. The Rise of Civilization in India and Pakistan. Cambridge: Cambridge University Press.

ج- در مورد مجله: نام خانوادگی، نام نویسنده. تاریخ. عنوان مقاله . نام مجله به صورت ایتالیک. جلد یا دوره. شماره صفحات مقاله در مجله.

سلیقه، محمد. 1382. توجه به باد در ساخت کالبد فیزیکی شهر زابل. مجله جغرافیا و توسعه. سال اول ، شماره پیاپی دو. 109-122.

Beale, T. W. 1976. Tepe Yahya Project: Soghun Valley Survey. Iran XIV: 174-175.

 

9.     پی نویسها و یاد داشتها با ذکر شماره پی در پی در داخل متن، در پایان مقاله و قبل از فهرست منابع آورده شود.

 

10.            معادل خارجی و مفاهیم مهم در داخل پرانتز جلوی اسم یا مفهوم مربوطه آورده شود.

 

11.            مفاهیم و اصطلاحات محلی و نامهای نامانوس با الفبای صوتی (انگلیسی) پس از واژه فارسی نوشته شود.

 

·        بررسی و چاپ مقاله

1-    ارسال 3 نسخه از اصل مقاله به همراه سی دی آن الزامی می باشد. تعداد صفحات مقالات به همراه تصاویر، جداول، منابع و غیره نباید از 20 صفحه 28 سطری تجاوز نماید.

 

2-    مقالات واصله ابتدا توسط هیئت تحریریه مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت و در صورتی که مناسب تشخیص داده شوند جهت داوری برای 3 داور علمی ذیصلاح ارسال خواهند شد. جهت حفظ بی طرفی اطلاعات نویسنده مقاله قبل از ارسال برای داور حذف خواهند شد.

 

3-    هیات تحریریه مجله در رد و یا قبول و نیز اصلاح مقالات آزاد است. تمامی این مراحل با اطلاع نویسنده و یا نویسندگان مقالات خواهد بود.

 

4-    مسئولیت علمی مطالب مقالات بر عهده نویسندگان آنها می باشد.

 

 

5-    نویسندگانی که مقالات خویش را برای چاپ در این مجله ارسال می دارند نباید آنها را به جای دیگری فرستاده باشند.

 

6-    در صورت عدم تائید، مقالات بازگردانده نخواهند شد

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 23:31 |

مرکزیت تحقیق در باستانشناسی ( طرح تحقیقاتی در مقابل گردآوری داده ها)

در باستانشناسی جدید باستانشناسان سعی می کنند تا با طرح سئوالات خاص به آنها پاسخ دهند، نه اینکه به صورت خیلی ساده با گردآوری انبوه داده ها اقدام به تولید اطلاعاتی که بعضا با یکدیگر ارتباطی هم ندارند، بکنند.
در واقع گردآوری بدون طرح و برنامه و انباشتگی اطلاعات و داده ها باعث سردرگمی باستانشناسان می شود و قدرت پاسخگویی را از آنها می گیرد. در اینگونه موارد باستانشناسان سعی می کنند تا بر انبوه اشیاء موزه ها بیفزایند.
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 23:30 |
 

انا لله و انا الیه الراجعون

امروز پنجشنبه هفتم آذر ماه یکهزاروسیصدو هشتاد و هفت

دکتر مسعود آذرنوش باستان شناس محبوب ترانشه طلایی ایران به خلوت ربوبی بار یافت و جامعه باستان شناسی و هنر کشور را به سوگ نشاند. او تعالی‌یافته باستان شناسی این سرزمین بزرگ بود و خدمات ارزنده اش همواره نزد باستان شناسان ایرانی و خارجی به یادگار خواهد ماند.

یادش ماندگار باد

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 23:8 |
اعتبار و صحت در باستانشناسی (آزمایش در مقابل صلاحدید شخصی)

همانطور که در قسمت سوم اشاره شد در باستانشناسی جدید و روندگرا فرضیاتی ارائه می گردند،  سپس باستانشناسان سعی می کنند تا این فرضیات را به بوته آزمایش بگذارند. بر خلاف باستانشناسی سنتی که نتایج بر پایه صلاحدید شخصی است، در باستانشناسی جدید نتایج نباید بر پایه نظریات شخصی و صلاحدید شخص باستانشناس باشد.

بنابراین آزمایش یک  فرضیه و مدل از اصول اساسی باستانشناسی جدید می باشد. به عبارتی در باستانشناسی متکی بر مکتب روندگرا شهرت و قدرتهای فردی اشخاص در تایید یا رد نظریات جایگاهی ندارند و مانند علوم تجربی تنها معیار برای اعتبار نظریات تطبیق آنها با شواهد و مدارک می باشند. گاهی ممکن است پنهان کردن و نادیده گرفتن برخی شواهد توسط باستانشناس سنتی نتایج را دگرگون کند و نتایج آنگونه که مورد نظر فرد باستانشناس سنتی است، ارائه می گردند.  بنابراین با اجتناب از جانبداری و دخالت دادن همه شواهد و نمونه ها در امر تحقیق، بر اعتبار و صحت استدلال در باستانشناسی می افزاییم.

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 11:18 |
 طرح دو فوریتی خودکشی فرهنگی است

با نگاهی به گذشته میراث فرهنگی متوجه می شویم که این نهاد چه فراز و نشیبهای را طی نکرده است. پاسکاری میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، این بخشها را عملا عقیم و ناتوان ساخته است. طرح ادغام این نهادها در گذشته ای نه چندان دور این نوید را به محققان و پژوهشگران داد که کشور توان درآمد سازی از حوزه فرهنگی را دارد. در واقع وابستگی بیش از حد به انرژی های فسیلی و فرآورده های آن، اقتصاد کشور را آسیب پذیر نموده است. 

 

در خيلي از كشورهاي جهان صنعت گردشگری سهم قابل توجهي از در آمد آنها را به خود اختصاص داده است. در حقيقت گردشگری نه تنها منبع در آمد مهمي براي كشورها محسوب مي شود بلكه به عنوان راه مناسبي جهت تاثير و تاثرات فرهنگي نيز شناخته شده است. تنوع در جاذبه هاي گردشگری مي تواند ميزان بازدهي اين صنعت را افزايش دهد. مهمترين اين جاذبه ها عبارتند از: جاذبه هاي تاريخي مانند مكانهاي باستاني، جاذبه هاي طبيعي مانند درياچه ها، رودخانه ها، دريا، جنگل مرداب و جاذبه هاي مذهبي مانند مساجد و بقاع متبركه. هر يك از اين جاذبه ها موجبات پيدايش جاذبه هاي ديگري چون موزه هاي اشياء باستاني، پارکهای باستانی و موزه هاي طبيعي را فراهم مي نمايند. همه اينها باعث تاسيس بخشهاي مكمل و رفاهي مانند هتلها، رستورانها و فروشگاهها مي شوند. توسعه صنعت حمل و نقل اعم از هوايي، زميني و آبي نيز از پيامدهاي گسترش صنعت گردشگری مي باشد. همه اين بخشها نيازمند نيروي كار متخصص و غير متخصص مي باشند و زمينه ساز ايجاد اشتغال در جوامع مي شوند . در واقع فعالیت باستانشناسان در حوزه میراث فرهنگی و معرفی آثار و اشیاء به حوزه های صنایع دستی و گردشگری زمینه ساز حمایت از صنعت گردشگری خواهد بود. این امر محقق نمی شود مگر اینکه این سه حوزه در یک مجموعه قرار داشته باشند. طبیعی است جدا کردن این سه حوزه به صنعت گردشگری کشور که صادرات آن نامرئی می باشد، ضربات جبران ناپذیری خواهد زد.

 

در گذشته صنعت گردشگری فقط اختصاص به کشــورهای پیــشـرفتـه داشت، اما امروزه بــرخی از کشــورهای در حــال تــوسعــه نیــز، بـا شنــاخت تــوانــاییــهای بالقــوه و طراحــی بــرنــامه های اســاسی در جهــت رشد و شـکوفایی این صنـعت گـام بر می دارند. در حقیقت گردشگری به مشابه یک سیستم تولیدی عمل می کند که برای راه اندازی و تداوم آن بایــد صنایع بزرگی دیگری که هر یک سیستمی عـظیم را تشکیل می دهند، ایجاد شوند. به همین دلیل است که آن را "صنعت گردشگری" نـامگذاری کرده اند.  با راه اندازی صنعت گردشگری، صنایع دیگری همچون صنعت حمل و نقل (اعم از زمینی، دریایی، هوایی و ریلی )، هتلداری، صنایع دستی و تزئینی، و انرژی نیز باید تقویت شوند تا این صنعت پویا باشد. هر یک از صنایع فوق خود برای بقاء می بایست با بخشهای دیگر یک سیستم در ارتباط باشند. برای مثال صنایع دستی نیاز به حمایتهای میراث فرهنگی، بخش معادن و نخبگان برنامه ریز یک سیستم دارد تا بتواند اشیاء مورد علاقه توریستها را تامین کند. در واقع ارتباط منطقی میان میراث فرهنگی، گردشگری  و صنایع دستی باعث پویایی این بخشها خواهد شد. هدف کلی همه آنها باید ارتقای اقتصاد کشور باشد. بعبارتی تعامل بین این سه حوزه موجبات توسعه و شکوفایی اقتصادی کشور را در پی خواهد داشت.  جدایی این سه بخش و ایفای نقش آنها در وزارتخانه های و سازمانهای متفاوت، رسالت اصلی آنها را از بین خواهد برد.

 

از نمایندگان مجلس خواهش می کنم مسائل تخصصی را به حوزه های مربوطه بسپارند و به محققین آن اعتماد داشته باشند. شاید بهتر این باشد تا نشستی بین نمایندگان مجلس و محققین حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برپا شود و این مسئله آسیب شناسی شود. پیشنهاد می کنم با آسیب شناسی طرح دو فوریتی قدمهای مطمئن تری برداریم.  البته اگر هدف از ارائه طرح دو فوریتی ارتقا باشد، آسیب شناسی پاسخ خواهد داد. اما اگر اهداف دیگری در پی داشته باشد، بی نتیجه خواهد بود. معتقدم طرح دو فوریتی با نگاه موجود خودکشی فرهنگی است.

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=48035

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 10:48 |
لطفا در خصوص متن مصاحبه ها به سایتهای زیر مراجعه فرمائید.

http://www.chn.ir/News/?section=2&id=46381

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=47020

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 9:39 |

استدلال در باستانشناسی (قیاس در مقابل استقراء)

باستانشناسی سنتی استدلال را مانند یک معما در نظر می گیرد که وظیفه آن کنار هم نهادن اتفاقاتی می باشد که در گذشته رخ داده اند. در مقابل باستانشناسی جدید آن را یک رویه و عملکردی می بیند که در آن فرضیاتی تنظیم می گردند، مدلهایی ساخته می شوند و پس از بحث، نتایجی صادر می گردند. پیش از ظهور باستانشناسی جدید که متکی بر استنتاج و تنظیم فرضیات بر اساس داده های مادی می باشد، باستانشناسان سنتی کوشش می کردند تا از میان انبوه مواد باستانی، گذشته را بازسازی کنند. اما چون این داده ها بدون در نظر گرفتن چهارچوب نظری و منطقی گردآوری می شدند، استنتاج سیستماتیک از آن داده ها غیر ممکن به نظر می رسید.

در باستانشناسی جدید استدلال استنتاجی با فرضیه سازی آغاز و با ساختن مدل برای توضیح فرهنگهای گذشته و آزمایش داده های آن تداوم می یابد. آنچه از این مطلب بر می آید اینست که در باستانشناسی جدید اینکه چه می دانیم پرسش علمی محسوب نمی گردد. بلکه پرسش علمی آن است که آنچه که می دانیم  را چگونه می دانیم. در اینجاست که وظیفه باستانشناس در باستانشناسی جدید اینست که یاد بگیرد تا کشف کند نه همانند باستانشناسی سنتی کشف کند تا یاد بگیرد.

 

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 19:25 |

 

رودخانه بمپور یکی دیگر از مهمترین رودخانه های بلوچستان می باشد.  اين رودخانه با درازاى حدود 275 كيلومتر آبهاى قسمت شرقى بلوچستان را جمع آورى كرده و بعد از مشروب نمودن ايرانشهر از آن گذشته و به جازموريان مى ريزد. اين رودخانه در 6 كيلومترى جنوب غربى بمپور قرار داشته واز ارتفاعات خاورى ايرانشهر سرچشمه ميگيرد و به نامهاى محلى كارواندر، تیغاب و دامن نیز ناميده ميشود..  بین ایرانشهر و بمپور در دو سمت آن جنگلى از درختان كهور -گز-كنار پرورش مييابد. بيشه زارها و استپهاى بيابانى و گياهان خودرو نيز از پوشش هاى گياهى موجود در منطقه بشمار ميروند.  كشت محصولاتى نظير گندم ، جو ،ذرت ، ،خرما ,حبوبات و  كماكان در منطقه عموميت دارد. دامهايى نظير شتر, بز, گاو، گوسفند نيز بطور عموم در منطقه پرورش مى يابند. محوطه های باستانی زیادی در اطراف رودخانه بمپور وجود دارند که گویای وابستگی شدید این منطقه به آب این رودخانه بزرگ است. جالب است بدانیم که رودخانه بمپور در منطقه کاروندار و دامن بدلیل وجود کوهها و تپه های زیاد نقش بسیار مهمی  را دامداری ایفاء می نموده است. البته کشاورزی هم بصورت باغداری نقش مهمی را در زندگی مردم این منطقه ایفاء می نماید، اما بدلیل کمبود زمینهای وسیع این امر در حد تامین مایحتاج اولیه مردم منطقه باقی مانده است. مزارع پراکنده ای در منطقه وجود دارند که محصول اصلی آنها خرما می باشد.  این رودخانه پس از طی کوهها و تپه ها به ایرانشهر می رسد. بین ایرانشهر و بمپور که شرایط به لحاظ وجود زمینهای حاصلخیز مناسبتر است، رودخانه نقش مهمی را در فعالیتهای کشاورزی منطقه ایفاء می نماید.  جالب توجه است تا اشاره شود که محوطه های همزمانی که در منطقه بین ایرانشهر و بمپور قرار گرفته اند  به مراتب بزرگتر از محوطه هایی می باشند که در بررسی در منطقه دامن مطالعه شدند. این امر نتیجه زمینهای  مناسب کشاورزی در منطقه بین بمپور و ایرانشهر می باشد. بعبارتی شرایط مناسب کشاورزی در این منطقه به مردم این امکان را داد تا با طیب خاطر بیشتری به فعالیتهای کشاورزی بپردازند، بنابراین استقرارهای این منطقه دائمی تر از منطقه دامن می باشند.  یکی از مهمترین ویژگیهای رودخانه بمپور خاصیت خلل و فرج دار بودن کف رودخانه است که بخش عظیمی از آب رودخانه به زیر زمین هدایت می گردد   این وضعیت امروزه نیز قابل مشاهده می باشد . در طی بررسی زمستان 1384 توسط نگارنده این وضعیت در منطقه دامن نیز مشاهده گردید. البته هر چند مردمان باستان خصوصا هزاره های دوم و سوم ق.م در اینخصوص مشکلاتی را داشتند، اما با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از سیستم جدید آبیاری یعنی استفاده از قنات نه تنها آب هدر نمی رود بلکه قابلیت استفاده در زمینهای کشاورزی را هم دارد. اشتاین در پی سلسله بررسیهای خود وقتی به بلوچستان می رسد به این قنات ها برخورد می کند. نگارنده نیز طی بررسی های خود در تابستان سال 1381 و زمستان 1384در بین دامن و بمپور به این سیستم آبیاری مواجه شده بود.

 

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 21:6 |
* Iranica Antiqua, Volume 41, 2006
 
Waters, M. “A Neo-Elamite Royal Family”
Janmzadeh, P. “Reflections from Persepolis in a Mirror for Princes”
 
Knauss, F. “Ancient Persia and the Caucasus”
Arata, L. “Medical Aspects of the Encounter between Greece and the Persian Empire”
 
Jakubiak, K. “The Origin and the Development of Military Architecture in the Province of Parthava in the Arsacid Period”
Soudavar, A. “The Significance of AV. čiϑra, OP. čiça, MP. čihr, and NP. čehr, for the Iranian Cosmogony of Light”
Jäger, U. “Rhyta im präislamischen Zentralasien (4.-8. Jh. n. Chr.)”
Verhecken-Lammens, Chr. et al. “Radio-Carbon Dated Silk Road Samites in the Collection of Katoen Natie, Antwerp
 
* IRAN, Volume 43, 2005
 
Boyce, Mary. “Further on the calender of Zoroastrian feasts”
Alden, John R., Kamyar Abdi, Ahmed Azadi, Gary Beckman and Holly Pittman. “Fars Archaeological Project 2004: excavation at Tal-e Malyan”
Petrie, Cameron, Alireza Asgari Chaverdi and Mojgan Seyedin. “From Anshan to Dilmun and Magan: the spatial and temporal distribution of Kaftari and Kaftari-related ceramic vessels”
Sajjadi, S.M.S. “Sistan and Baluchistan Project”
Magee, Peter. “The Production, distribution and function of Iron Age bridge-spouted vessels in Iran and Arabia: results from recent excavations and geochemical analysis”
 
* Studia Iranica, Vol. 35(1), 2006
 
Cantera, A. „Die Pahlavi-Übersetzung altvestischer Texte in der Pahlavi-Übersetzung des Vīvēvdād“'
 
* Archäologische Mitteilungen aus Iran und Turan, 35-36, 2003-4
 
C. K. Piller, „Zur Mittelbronzezeit im nördlichen Zentraliran - Die zentraliranische Graue Ware (Central Grey Ware) als mögliche Verbindung zwischen Eastern und Western Grey Ware“
M. O. Korfmann, et al. “Erster Vorbericht zu den Vermessungs- und Ausgrabungsarbeiten in Udabno (Ostgeorgien) 2000-2004”
B. Mofidi Nasrabadi, “Archäologische Untersuchungen in Haft Tape (Iran)”
B. Mofidi Nasrabadi, “Untersuchungen zu den Siedlungsstrukturen in der Peripherie von Čoġā Zanbil (Dur Untas)”
J. D. Lerner, “Correcting the Early History of Āy Khānoum”
J. Il'jasov, J. Kalter, “Eine Terrakottaplatte mit Löwenjagd aus der Sammlung des Linden-Museums Stuttgart
 
* Journal of the American Oriental Society, Vol. 124(4), 2004
 
Jan Tavernier, “An Iranian Name in Duplicate”
 
* Journal of Near Eastern Studies, Volume 65 (2), April 2006
 
D. T. Potts. “Elamites and Kassites in the Persian Gulf”
 
* Bulletin of the Asia Institute, Vol. 15, 2005
 
Prods Oktor Skjærvø. “An Account Tablet from Eighth-Century Khotan”
Nicholas Sims-Williams. “Bactrian Legal Documents from 7th- and 8th-Century Gugzan”
David Frendo. “Constantine’s Letter to Shapur II, Its Authenticity, Occasion, and Attendant Circumstances”
Daryoush Akbarzadeh, Touraj Daryaee, and Judith A. Lerner. “Two Recently Discovered Inscribed Sasanian Silver Bowls”
Assadullah Souren Melikian-Chirvani. “The Red Stones of Light in Iranian Culture. I. Spinels”
Richard Mann. “Parthian and Hellenistic Influences on the Development of Skanda’s Cult in North India: Evidence from Kusana-Era Art and Coins”
Mehrdad Shokoohy and Natalie H. Shokoohy. “The Chatri in Indian Architecture: Persian Wooden Canopies Materialised in Stone”
Judith A. Lerner. “ ‘Les Sogdiens en Chine—Nouvelles découvertes historiques, archéologiques et linguistiques’ and Two Recently Discovered Sogdian Tombs in Xi’an”
Ursula Sims-Williams. “The Kingdom of Khotan to AD 1000: A Meeting of Cultures”
 
* Parthica, Vol. 7, 2005
 
Assar, G. R. F. “Genealogy and Coinage of the Early Parthian Rulers. II. A Revised Stemma”
Dabrowa, E. “Les Grecs sous les drapeaux des Arsacides”
Invernizzi, A. “Representations of gods in Parthian Nisa
Menegazzi, R. “Le figure femminili ammantate nella coroplastica di Seleucia al Tigri”
Downey, S. B. “A goddess and a votary or an image and a worshipper? Comments on a Sculptural Group from Dura-Europos”
Provenzali, A. “La figura infantile nella prima arte gandharica: modelli e corrispondenze significanti”
 
+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 15:36 |
وبلاگ انگلیسی بنده به آدرس: http://asianarchaeology.blogspot.com مجددا فعال شده است.  لطفا بازدید فرمائید.

مرتضوی

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 22:29 |

با تشکر فراوان از آقای دکتر سید منصور سید سجادی

 حفار محترم شهر سوخته بدلیل ارسال تصویر

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 22:3 |

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 12:52 |
لطفا مقالات ارزشمند خودتان را به آدرس زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دفتر مجله پژوهشهای باستانشناسی ارسال فرمائید.

 

 در خواست از نویسندگان

 

از کلیه نویسندگان در خواست می شود تا به نکات زیر توجه فرمایند.

 

·        شیوه نگارش

 

1.     عنوان مقاله با فونت 14 و با حروف سیاه درشت نوشته شود، نام و نام خانوادگی نویسنده، آدرس الکترونیک و نام سازمان وابسته در زیر عنوان مقاله نوشته شود.  عنوان های فرعی با فونت 12 و حروف سیاه درشت  و به صورت 1-، 2-، 3- ..... نوشته شود. در صورت استفاده از عنوان های فرعی تر آنها نیز با فونت 12 و حروف سیاه درشت ولی به صورت 1-1-، 1-2، 1-3، ...... نوشته شوند.

 

2.     متن مقاله باید ساختار یک مقاله علمی را داشته باشد. بعنوان مثال باید مستخرج از پژوهش یا پایان نامه باشد و دارای مقدمه، شیوه پژوهش، بحث و تحلیل، نتیجه گیری، پی نویس و منابع باشد.

 

3.     چکیده مقاله به دو زبان فارسی و انگلیسی  حداکثر در 150 کلمه همراه با واژگان کلیدی و با فونت 10 نوشته شود. حداقل 4 واژه الزامی می باشد. در چکیده مقاله، موضوع روش تحقیق و مهمترین نتیجه گیری آن نوشته شود.

 

4.     متن مقاله با فونت 12، فاصله سطور 5/1، بر روی کاغذA4  و حاشیه 3 سانتی متر با نرم افزار Word XP تایپ شود. 

 

5.      جداول و نمودارها به صورت واضح و اشکار و با استفاده از برنامه Excel رسم گردند. عناوین جداول در بالای آنها ذکر گردد. نام جدول با فونت 10 درشت سیاه وتوضیحات جدول با فونت 10 ریز سیاه نوشته شود. در صورتی که جدول از جایی اقتباس شده باشد، منبع اقتباس جدول آورده شود. مثال:

جدول شماره 1-  ادوار فرهنگی شهر سوخته (برگرفته از: Tosi 1975: 141).

 

6.     تصاویر با کیفیت بالا و به صورت جداگانه از جداول و نمودارها شماره گذاری شوند. عناوین تصاویر در پائین هر تصویر نوشته شود. نام تصویر با فونت 10 درشت سیاه و توضیحات تصویر 10 ریز نوشته شود. در صورتی که تصویر از جایی اقتباس شده باشد، منبه اقتباس تصویر آورده شود. مثال:

تصویر شماره 1- جبهه جنوبی قبرستان شهر سوخته ( برگرفته از: سید سجادی 1383: 120).

 

7.     ارجاعات داخل متن با ذکر نام خانوادگی، سال و شماره صفحه داخل پرانتز نوشته شود. مثال: (مجید زاده 1384: 12)، (Tosi 2003: 102) .

 

8.     منابع و ماخذ در پایان مقاله مطابق حروف الفباء نام خانوادگی نویسنده نوشته شود.  نکات زیر باید در فهرست منابع مورد توجه قرار گیرند.

الف- فهرست منابع و ماخذ در دو قسمت مختلف فارسی و لاتین (در صورت لزوم) و با فونت 10، فاصله سطور 1 ، یک خط فاصله بین هر دومنبع نوشته شود.

ب- در مورد کتاب: نام خانوادگی، نام نویسنده. تاریخ. عنوان کتاب به صورت ایتالیک. محل نشر: ناشر.

نگهبان، عزت الله. 1372. حفاری هفت تپه دشت خوزستان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

Allchin, B and F. R Allchin. 1993. The Rise of Civilization in India and Pakistan. Cambridge: Cambridge University Press.

ج- در مورد مجله: نام خانوادگی، نام نویسنده. تاریخ. عنوان مقاله . نام مجله به صورت ایتالیک. جلد یا دوره. شماره صفحات مقاله در مجله.

سلیقه، محمد. 1382. توجه به باد در ساخت کالبد فیزیکی شهر زابل. مجله جغرافیا و توسعه. سال اول ، شماره پیاپی دو. 109-122.

Beale, T. W. 1976. Tepe Yahya Project: Soghun Valley Survey. Iran XIV: 174-175.

 

9.     پی نویسها و یاد داشتها با ذکر شماره پی در پی در داخل متن، در پایان مقاله و قبل از فهرست منابع آورده شود.

 

10.            معادل خارجی و مفاهیم مهم در داخل پرانتز جلوی اسم یا مفهوم مربوطه آورده شود.

 

11.            مفاهیم و اصطلاحات محلی و نامهای نامانوس با الفبای صوتی (انگلیسی) پس از واژه فارسی نوشته شود.

 

·        بررسی و چاپ مقاله

1-    ارسال 3 نسخه از اصل مقاله به همراه سی دی آن الزامی می باشد. تعداد صفحات مقالات به همراه تصاویر، جداول، منابع و غیره نباید از 20 صفحه 28 سطری تجاوز نماید.

 

2-    مقالات واصله ابتدا توسط هیئت تحریریه مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت و در صورتی که مناسب تشخیص داده شوند جهت داوری برای 3 داور علمی ذیصلاح ارسال خواهند شد. جهت حفظ بی طرفی اطلاعات نویسنده مقاله قبل از ارسال برای داور حذف خواهند شد.

 

3-    هیات تحریریه مجله در رد و یا قبول و نیز اصلاح مقالات آزاد است. تمامی این مراحل با اطلاع نویسنده و یا نویسندگان مقالات خواهد بود.

 

4-    مسئولیت علمی مطالب مقالات بر عهده نویسندگان آنها می باشد.

 

 

5-    نویسندگانی که مقالات خویش را برای چاپ در این مجله ارسال می دارند نباید آنها را به جای دیگری فرستاده باشند.

 

6-    در صورت عدم تائید، مقالات بازگردانده نخواهند شد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 23:49 |

بنام خدا

همکاران عزیز باستانشناس

سلام علیکم

احتراما به استحضار می رساند که در پی تلاش بی وقفه همکاران عزیزمان در گروه باستانشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان و پس از چنـد سـال پی گیری مـوفـق شـدیـم تـا مـجـوز انـتشار "مجله پژوهشهای باستانشناسی"  “Journal of Archaeological Studies, (JAS)”  را کسب کنیم. این مجله مطالعات باستانشناسی در تمامی ادوار اعم از پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی را پوشش می دهد. با توجه به تاثیر و تاثرات زیاد میان ایران و تمدنهای همجوار همچون بین النهرین، هند، حاشیه جنوبی خلیج فارس، آسیای صغیر و آسیای میانه، مقالاتی که این ارتباط را پوشش دهند نیز مورد توجه قرار خواهند گرفت.

لذا از شما عزیزان در خواست می شود تا مقالات ارزشمند خویش را به آدرس  الکترونیک مجله پژوهشهای باستانشناسی jas_usb@yahoo.com  ارسال نمائید.

با تشکر

دفتر مجله پژوهشهای باستانشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

 

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 18:19 |

توضیح در باستانشناسی (روند تغییرات  فرهنگی در مقابل تاریخ فرهنگی)

 

همانگونه که در قسمت اول مفاهیم کلیدی در باستانشناسی جدید مطرح شد، توضیح داده های مادی نقش بسیار زیادی در بازسازی جوامع گذشته دارند. این بدان معنا نیست که توصیف را باید کنار گذاشت. البته توصیف شاید بعنوان قدم اولیه مفید باشد اما همه چیز نمی تواند باشد. بعبارتی افرادی که معتقدند که یک توصیف صرف و ساده منتهی به تحلیل یا بازسازی گذشته می شود سخت در اشتباهند. در واقع باستانشناس با این دید سعی در کنار هم گذاردن داده های مادی دارد. حرکت وی همانند کنار هم گذاشتن  تکه های یک پازل است. وی بدون آگاهی از بافت اصلی داده های مورد مطالعه اقدام به تحلیل می نماید. وی سعی می کند تا با استفاده از قوه تخیل خویش چنان داستان وار داده ها را معرفی کند که گویی در زمان گذشته زندگی می کند. در واقع برخی از  باستانشناسان سنتی از قوه تخیل بسیار قوی برخوردار می باشند.

 

بنابراین باستانشناسی سنتی متکی بر شرح تاریخی می باشد. در حالیکه باستانشناسی جدید متکی بر نتایج سایر علوم همچون فیزیک، شیمی، زیست شناسی و غیره می باشد. اینگونه باستانشناسان روند تغییرات را مطالعه می کنند و چگونگی تغییرات در یک سیستم را مورد بحث قرار می دهند. پس بنابراین باستانشناسی جدید با یک سیستم مواجه است.

 

 نظریه سیستمها لز چمله رهیافتهایی می باشد که باستانشناسان، جامعه شناسان و غیره برای توضیح تغییرات از آن استفاده می کنند. البته نظریه سیستمها بحثی کاملا وسیع را در بر می گیرد که سعی خواهم کرد در پستهای بعدی جداگانه بدان بپردازم.  ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که باستانشناسان جدید با اتکاء بر نظریه سیستمها و براساس فرآیندهای درونزاد یک سیستم تغییرات فرهنگی را توضیح می دهند. پس نظریه سیستمها به باستانشناسان کمک می کند تا ارتباطات چند سویه را در مسائل اجتماعی، اقتصادی، و غیره که در نگاه اول بی ربط بنظر می رسند، شناسایی کنند. البته تغییرات در یک سیستم بستگی به میزان کارآمدی و موثر بودن زیر سیستمها می باشد. اگر زیر سیستمی وجود داشته باشد که در ترازمندی و پویایی یک سیستم نقش بسیار زیادی داشته باشد، ممکن است تغییر و تحول در آن زیر سیستم باعث تغییر در کل سیستم گردد. البته باستانشناس بر اساس درایت و تجربه ای که دارد متوجه این تغییرات می شود.

 

در اینجا نقطه ضعفی که در عملکرد باستانشناسان جدید دیده می شود ناشی از نگاه آنها به داده ها می باشد. شاید اینگونه بتوان بیان کرد که این نقطه ضعف در گفته لوئیس بین فورد، یکی از پیشقراولان باستانشناسی جدید که در آمریکا ظهور کرده بود، دیده می شود.  وی می گوید: ما شاید قادر به حفاری داده های مادی باشیم اما قادر نیستیم که فکر مردمان گذشته را حفاری کنیم. در واقع باستانشناسان جدید قادر به بازسازی نوع رفتارهای آئینی و سمبلیک گذشته نیستند، چرا که سمبلها و رفتارهای آئینی در آزمایشگاهای شیمی، فیزیک و یا غیره قابل آزمایش نیستند.  در آینده به این موضوع نیز بطور مبسوط پرداخته خواهد شد.

+ نوشته شده توسط دکتر مهــــــــدی مــرتضـــوی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 13:38 |