توضیح در باستانشناسی (روند تغییرات فرهنگی در مقابل تاریخ فرهنگی)
همانگونه که در قسمت اول مفاهیم کلیدی در باستانشناسی جدید مطرح شد، توضیح داده های مادی نقش بسیار زیادی در بازسازی جوامع گذشته دارند. این بدان معنا نیست که توصیف را باید کنار گذاشت. البته توصیف شاید بعنوان قدم اولیه مفید باشد اما همه چیز نمی تواند باشد. بعبارتی افرادی که معتقدند که یک توصیف صرف و ساده منتهی به تحلیل یا بازسازی گذشته می شود سخت در اشتباهند. در واقع باستانشناس با این دید سعی در کنار هم گذاردن داده های مادی دارد. حرکت وی همانند کنار هم گذاشتن تکه های یک پازل است. وی بدون آگاهی از بافت اصلی داده های مورد مطالعه اقدام به تحلیل می نماید. وی سعی می کند تا با استفاده از قوه تخیل خویش چنان داستان وار داده ها را معرفی کند که گویی در زمان گذشته زندگی می کند. در واقع برخی از باستانشناسان سنتی از قوه تخیل بسیار قوی برخوردار می باشند.
بنابراین باستانشناسی سنتی متکی بر شرح تاریخی می باشد. در حالیکه باستانشناسی جدید متکی بر نتایج سایر علوم همچون فیزیک، شیمی، زیست شناسی و غیره می باشد. اینگونه باستانشناسان روند تغییرات را مطالعه می کنند و چگونگی تغییرات در یک سیستم را مورد بحث قرار می دهند. پس بنابراین باستانشناسی جدید با یک سیستم مواجه است.
نظریه سیستمها لز چمله رهیافتهایی می باشد که باستانشناسان، جامعه شناسان و غیره برای توضیح تغییرات از آن استفاده می کنند. البته نظریه سیستمها بحثی کاملا وسیع را در بر می گیرد که سعی خواهم کرد در پستهای بعدی جداگانه بدان بپردازم. ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که باستانشناسان جدید با اتکاء بر نظریه سیستمها و براساس فرآیندهای درونزاد یک سیستم تغییرات فرهنگی را توضیح می دهند. پس نظریه سیستمها به باستانشناسان کمک می کند تا ارتباطات چند سویه را در مسائل اجتماعی، اقتصادی، و غیره که در نگاه اول بی ربط بنظر می رسند، شناسایی کنند. البته تغییرات در یک سیستم بستگی به میزان کارآمدی و موثر بودن زیر سیستمها می باشد. اگر زیر سیستمی وجود داشته باشد که در ترازمندی و پویایی یک سیستم نقش بسیار زیادی داشته باشد، ممکن است تغییر و تحول در آن زیر سیستم باعث تغییر در کل سیستم گردد. البته باستانشناس بر اساس درایت و تجربه ای که دارد متوجه این تغییرات می شود.
در اینجا نقطه ضعفی که در عملکرد باستانشناسان جدید دیده می شود ناشی از نگاه آنها به داده ها می باشد. شاید اینگونه بتوان بیان کرد که این نقطه ضعف در گفته لوئیس بین فورد، یکی از پیشقراولان باستانشناسی جدید که در آمریکا ظهور کرده بود، دیده می شود. وی می گوید: ما شاید قادر به حفاری داده های مادی باشیم اما قادر نیستیم که فکر مردمان گذشته را حفاری کنیم. در واقع باستانشناسان جدید قادر به بازسازی نوع رفتارهای آئینی و سمبلیک گذشته نیستند، چرا که سمبلها و رفتارهای آئینی در آزمایشگاهای شیمی، فیزیک و یا غیره قابل آزمایش نیستند. در آینده به این موضوع نیز بطور مبسوط پرداخته خواهد شد.
